!!!...زندگی شاید همین باشد
دل نوشته های پسرناز
تو با لهجه زیبای پروانه ها ترانه آمدن بهار را سر می دهی و من سرگردان و حیران و با چشمانی به رنگ انتظار تو را خواندم ، تا بیایی و بخوانی و بمانی تا برای فهم غرور دریا با من همصدا باشی . من می نشینم پشت این پنجره سنگی و می دانم که با آمدن تو سنگ ها خواهند مرد و دیوارها فرو خواهند ریخت . بیا و سرود سبز زندگانی را در گوش هایم زمزمه کن .

