!!!...زندگی شاید همین باشد
دل نوشته های پسرناز
در آرامشگاه من چه کسی قدم می زند با گام های بلند! که این چنین بلور نازک تنهایی و سکوت را می لرزاند. قلب قناری در اتاق من قایقی است در پهنای دریای متلاطم بی آن که امید ساحلی باشد اما من دل گرمم به آمدن تو که تاریکی اتاق را با باز کردن پنجره ها می رهانی.......


