دل نوشته های پسرناز
ای یار و همراه من تو بدان یاور تنهاییم ، تنها تو هستی روحم را به بادها می سپارم تا به شوق دیدارت پر بگیرد قاصدک دیر زمانیست از آشیانه ام پر گشوده آسمان خیالم دیگر ابری به خود نمی بیند ستاره ای بر بام این خانه نیست ولی... ولی در میان این همه ظلمت به خود می بالم چرا که هر جا می نگرم ، تو را می بینم فکر و خیالم تو هستی تو دعای شبانه منی تو آرام بخش قلب منی از تو ممنونم که با منی...!


