!!!...زندگی شاید همین باشد
دل نوشته های پسرناز
می خواهم آشیانه تنهاییم را بر بلندای سرزمین عاشقان خفته بر خاک بنا کنم دیوارهایش را می دهم از گل وجودم ، با خشت دلم بسازند بر سقفش سایه ای از غم می زنم طرحی از خورشید کشم ، رنگ سیاهی می زنم تا که شاید شعله های سوزانش دل تنهایم را نسوزاند درونش درختی خواهم کاشت از آه خودم در آن می دمم روح را در این بند آزاد خواهم کرد و جسمم در میان این کلبه سیاه بر تخت سفید خواهد خفت ستاره امشب برایم چشمک بزن تا به خواب روم...!


