!!!...زندگی شاید همین باشد
دل نوشته های پسرناز
دوباره بار می گردی به خانه ات صندوق کهنه ات را باز می کنی ـ آهسته پر از ترس ـ قرص نفتالین دیگری کنار جامه عشق می گذاری به خواب می روی تا سپیده دم...!!!


